اگر تست هوشی را حل نکردید از آن مهم ترین نکته اش یاد بگیرید

مهم : اگر کلیپ 31 ثانیه ای بالا را ندیده اید ، خواندن این متن بی فایده است.

کلیپ بالا یک تست هوش (؟) طراحی شده توسط دکتر سعید ظفری است که قصد دارد اصول مهمی را برای انسان هایی که تشنه ی موفقیت هستند آموزش دهد.

چند نکته کلیدی :

1. تمام سوالات، تست ها، مسائل و هر آن چیزی که به ذهن انسان ها می رسد قابل دست یافتن خواهد بود.

2. اگر ذهن به چیزی فکر کرد قطعاً راه رسیدن و توانایی رسیدن به آن را نیز در خود می تواند پرورش دهد.

تستی که در بالا مطرح گردید، ما سعی کردیم آن را با نظریه و ذهنیات خودمان به صورت مقدماتی حل کنیم که به مشکل خورده ایم و طبق کلیپ قابل حل نیست ( البته ما پاسخ این تست را داریم )

یک آزمایش جالب توجه :

دو گروه صد نفری انتخاب کرده ایم ، به صد نفر اول ( گروه A) تصویر را نشان داده ایم و از آنها خواسته ایم که پاسخ خود را روی تصویر ترسیم کنند. از صد نفر دوم ( گروه B) همزمان با نمایش دادن تصویر، کلیپ را هم پخش کرده ایم. مدت زمان پاسخ دهی به را هم چهار برابر زمان فیلم ( 2 دقیقه ) مجاز دانسته ایم. نتایج باور کردنی نیست.

نتایج :

1. حدود سی درصد گروه A توانسته اند راه حل مناسبی را برای این تست بیابند.

2. حدود 4 درصد گروه B نیز توانسته بودند نمایش درستی را روی تصویر ترسیم کنند.

چه اتفافی افتاد که فقط با نمایش و پخش کردن یک راه حل نصف و نیمه، حدود 26 درصد افت پاسخ دهی داشته ایم؟

نتایج را با کتاب  Imitation and Innovationنوشته ی دکتر D. Eleanor Westney تطابق داده ایم که شاه جمله ی تقلید، خلاقیت را می کشد را بیش از پیش آشکار می کند. تقلیدِ رفتارهای مثبتِ اجتماعی و فرهنگی همیشه پسندیده است اما تقلید در زمانی که نیاز به خلاقیت و ذهن ، وجود دارد بدترین نتایج را رقم می زند چیزی که در آزمایش بالا هم مشهود است.

ما سعی کرده ایم با پخش کردن یک فیلم، قدرت فکر و خلاقیت را از گروه B بگیریم که نحوه پاسخ دهی آنها از روش حل کردن ما ایده بگیرد. در واقع اگر مسیر یا مسیرهای دیگری در ذهن داشته اند ما با حل نصف و نیمه تست، آنها را از فکر اصلی خودشان دور کرده ایم. به عبارت ساده تر، ما تقلید کردن در حل این تست را به آن ها دیکته کردیم و خط فکری آن ها را تا حدودی تحت کنترل در آوردیم.

این تست و این آزمایش چه کاربردی در کنکور دارد؟ منفعت این تست برای ما چیست؟

همیشه تبلیغ های پر زرق و برق و جادویی مدرسان و مشاوران کنکور را دیده اید که اکثر آن ها در حال تدارک برنامه جهت اغوا کردن شما عزیزان است. در کنکور و در هر زمینه ای که بیشترین شرکت کننده دارد متاسفانه روان شناسی زرد و فنگ شویی در شدیدترین حالت خودش قد علم می کند. موفقیت در هر زمینه ای اصول خاص خودش و به اصطلاح خاک خوردن را دارد و این گونه نیست که یک شب و یک روز به موفقیت مطلوبی برسیم.

نمونه هایی از فنگ شویی در کنکور

  1.  رشته ی خاصی را شبانه روز بهش فکر کنید تا آن را جذب کنید.
  2.  با سه ماه مطالعه ی فشرده در کنکور خوش بدرخشید
  3.  فلان درس را باید به این شکل و به این روش با این کتاب با این فیلم  و… بخوانید
  4.  فلان تست کنکور را فقط و فقط با روش ابداعی من پاسخ دهید

و مواردی از این قبیل همه در  چاه عمیق فنگ شویی قرار دارند و سقوط شما حتمی است.

چرا قانون ارتعاش و قانون فرکانس منطقی و علمی نیست؟

در این قانون خود ساخته هر جسم و چیزی ( حتی احساسات و موفقیت ) فرکانس خاص خودشان را دارند و اگر شما فرکانس خود را با آن ها یکی کنید آن را جذب می کنید. حتی بعضی از اساتید روان شناسی یا هر جایی که در مورد قانون جذب صحبت می کند به نظر شما میتواند منطقی باشد ، اما این قانون فقط در سطح کمی منطقی به نظر می رسد و اما در باطن تو خالی و بدون شواهد است.

پیج های اینستاگرامی و مشاوران تازه کار ناخواسته از کدام بخش فیزیک سواستفاده می کنند؟

از پدیده رزونانس !

مطمئن هستم که اسم روزنانس رو شنیدید و یا آزمایش زیر را در صفحه ای از کتابی دیده اید. در تصویر زیر، دیاپازون سمت چپ به صدا در می آید و دیاپازون سمت راست ( که شبیه اولی است ) بعد از مدتی شروع به ارتعاش می کند.

پدیده رزونانس

این پدیده در علم به طور کامل شناخته شده است و حتی در گوشی ای که در دست می گیرید هم از آن استفاده می شود. در این پدیده : وجود یک ورودی متناوب به یک سیستم اگر در فرکانسی برابر با ” فرکانس طبیعی ” سیستم اعمال گردد خروجی آن سیستم به ماکزیمم می رسد.

 

 

 

 

خب مشکل این قانون ارتعاش با این قانون علمی چیست؟

از پدیده رزونانس تا قانون ارتعاش یک اقیانوس فاصله است. به پنج دلیل :

1. فرکانس یک مفهوم ریاضی است که به انواع سیگنال ها ( چه متناوب و چه نامتناوب ) اعمال می گردد و این گزاره که هر چیزی فرکانس خود را دارد عملاً درست و دقیق نیست.

2. نوسان ها و ارتعاش ها با ماهیت های بسیار متفاوتی در هر جسمی وجود دارند برای مثال : نوسان مکانیکی، نوسان دمایی، نوسان گرمایی نوسان ذرات باردار و امواج الکترومغناطیس، نظریه ریسمان و … . پس هر جسم به تعداد بسیار زیادی نوسان و در نتیجه فرکانس مربوط به آن نوسان را دارد.

3. داشتن فرکانس طبیعی به تنهایی ارتعاش را تضمین نمی کند. تلفات و کیفیت یک نوسان کننده عامل تعیین کننده هست.

4. یک تک فرکانس خالص اصلا وجود ندارد! از نتایج پایه ای تبدیلات فوریه میدانیم که یک فرکانس خالص، نیاز به سیگنالی ازلی و ابدی دارد در صورتی که هیچ جسم و احساسی این طور نیست.

5. یک جسم تنها فرکانس طبیعی ( مکانیکی ) ندارد.

بیایید فرض کنیم این داستان درست است، آیا همیشه باید با فرکانس طبیعی نوسان ایجاد کنیم؟

مثال جالبی را با هم مرور می کنیم: فرض کنید تاب مثل زندگی شما باشد ( احوالاتتون و یا کلا وضعیت زندگی شما ) و شما روی تاب نشسته اید. فرد بیرون تاب هم عوامل خارجی زندگی شما را تشکیل می دهد. اگر تاب شروع به نوسان کند تنها در صورتی که دامنه نوسان زیاد می شود که دنیا ( عوامل خارجی ) با همان فرکانس تاب شما رو هل بدهد ( همان پدیده رزونانس که گفتیم ) و دقیقاً در همین قسمت است که خرافات و روان شناسی زرد سو استفاده می کند که می گوید باید خودتان را هم فرکانس و از این چرندیات تا پیشرفت کنید

اما حالا فکر کنید خودتان بخواهید تاب را نوسان بدهید! چه کاری انجام می دهید؟! باید روی تاب بشینید و بلند شوید، به این صورت که هر دفعه تاب به مینیمم رسید شما نشسته و می ایستید، یعنی شما دو برابر فرکانس تاب باید کار کنید تا تاب را تکان دهید.

مگر تا بحال قانون ارتعاش نمی گفت که هم فرکانس؟ چرا اینجا دو برابر شد ؟ خب جواب خیلی ساده است، چون قانون فرکانس از نوع خرافات نسل جدید است.

مثالی که بررسی کردیم پدیده ای بسیار شناخته شده به نام ” تقویت پارامتریک ” است که در اپتیک و لیزر بسیار کاربرد دارد و در سیستم های غیرخطی ( نست به ورودی های مختلف ) دیده می شود . در حالت کلی، دنیا لزوماً خطی نیست و زمانی که اثرات غیرخطی را دخیل کنیم پدیده رزونانس حتی می تواند در فرکانس های متفاوت و یا چندین فرکانس اتفاق بیفتد.

پس به طور خلاصه و نتیجه گیری :

  • هر جسمی کی فرکانس نداره
  • هر جسم و احساسی یک ارتعاش نداره
  • انواع و اقسام ارتعاش و نوسان داریم
  • فیزیک کوانتوم نمیگه همه چیز در حال ارتعاشه و هر جسمی فرکانس خاص خودشو داره
  • حتی با فرض پدیده رزونانس برای احوالات و کائنات و همه این ها، باز هم، هم فرکانس بودن رزونانس رو گارانتی نمیکنه
  • همه این ها به کنار، کلا شواهدی نیست که افکار، کائنات و این چیزها و رفتارهایی به این شکل داشته باشن

در کل از یک قسمت کوچک علم به نفع باور و تفکرات سواستفاده می کنند و این از نشانه های شبه علم و خرافات است.

نویسنده :  دکتر سعید ظفری

منبع : دکتر مدرسه

روش های نوین مطالعه

آخرین مطالب

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فهرست
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x