درس 3 دهم ” پاسداری از حقیقت ” + دانلود رایگان

پاسداری از حقیقت

درختان را دوست می‌دارم / که به احترام تو قیام کرده اند / و آب را / که مهر مادر توست

قلمرو زبانی
*مهر: مهریه، کاوین /*مادر: منظور حضرت زهرا /*تو: مرجع ضمیر امام حسین


قلمرو ادبی
*قالب: سپید /*قیام درختان: جانبخشی /*(علت روییدن درختان تو هستی) : حسن تعلیل، زیرا علت روییدن درخت شرایطی مانند مواد آلی، نور، آب، اکسیژن و خاک است نه یک شخص / *اغراق /

*معنی : هر چیزی که من را به یاد تو بیندازد دوست دارم.

خون تو شرف را سرخگون کرده است / شفق آینه دار نجابتت / و فلق محرابی که تو در آن / نماز صبح شهادت گزارده ای

قلمرو زبانی

* شرف: آبرو، بزرگمنشی، بزرگواری / * شفق: سرخی شامگاهی /* نجابت: پاک منشی /* آینه دار: کسی که آیینه را در پیش عروس یا هر کس دیگر نگه دارد تا خود را در آن ببیند، آرایشگر /* فلق: فجر، سپیده صبح / *محراب: قبله، جای ایستادن پیشنماز /


قلمرو ادبی

*خون: مجاز از جان باختن، شهادت /*سرخگون کرد: کنایه از این که اعتبار بخشید /*شفق، فلق: تضاد /*شفق آیینه دار: جانبخشی /*گزاردن: ادا کردن، انجام دادن (بن ماضی: گزارد، بن مضارع: گزار) (هم آوا؛ گذاشتن: نهادن)

* معنی : کشته شدن تو باعث سربلندی توست. تو همچون شامگاه و بامداد پاک و زیبایی و خونت مانند سرخی شفق و فلق زیباست.

در فکر آن گودالم / که خون تو را مکیده است / هیچ گودالی چنین رفیع ندیده بودم / در حضیض هم می‌توان عزیز بود / از گودال بپرس

قلمرو زبانی

رفیع: بلند، مرتفع / *حضیض: فرود، جای پست در زمین یا پایین کوه

کلمه ی حضیض را از نظر املایی در کنکور دست کم نگیرید،به احتمال زیاد در کنکور مورد سوال قرار گیرد.

قلمرو ادبی

*گودال خون .. مکیده: جانبخشی / تلمیح به داستان جان باختن امام حسین / هیچ گودالی … رفیع …: متناقض نما / تلمیح به « شَرَفُ المَکانِ باِلمَکینِ» (ارزش هر جای و جایگاهی به کسی است که در آن قرار گرفته است.)/ *رفیع، حضیض: تناقض /* از گودال بپرس: جانبخشی

*معنی : هر چیزی که به تو بازخوانده شود، ارزشمند می‌گردد همانند گودال بی ارزشی که با شهادت تو درآن ارزشمند گردید.

شمشیری که بر گلوی تو آمد / هر چیز و همه چیز را در کاینات / به دو پاره کرد: / هر چه در سوی تو حسینی شد / دیگر سو یزیدی… / آه، ای مرگ تو معیار!

قلمرو زبانی

* کاینات: همه هستی /


قلمرو ادبی
*شمشیری … آمد: کنایه از گلوی تو را برید و شهید کرد / *حسینی، یزیدی: تضاد / *واژه آرایی: هر، چیز / *تلمیح به داستان جان باختن امام حسین

* معنی: تو معیار حق و باطلی. هر کس سوی تو باشد، حق است و هر کس سوی دیگر نباشد باطل خواهد گشت.

مرگت چنان زندگی را به سخره گرفت / و آن را بی قدر کرد / که مردنی چنان / غبطه بزرگ زندگان شد

قلمرو زبانی

* سخره: مسخره کردن، ریشخند/*بی قدر: بی ارزش / *غبطه: رشک بردن، حال و روز کسی را آرزو داشتن بی آنکه خواهان زوال او باشیم.

قلمرو ادبی

*مرگ، زندگی: تضاد /*مرگت … به سخره گرفت: جانبخشی، کنایه

* معنی : مرگ تو ارزشمندتر از زندگانی است؛ ازین رو زندگان به مرگ تو رشک می‌ورزند و دوست دارند همانند تو جان ببازند.

خونت / با خون بهایت حقیقت / در یک تراز ایستاد

قلمرو زبانی

*عزم: اراده، قصد (هم آوا؛ عظم) / *ضامن: ضمانت کننده، کفیل، به عهده گیرنده غرامت


قلمرو ادبی

*اغراق / *خون: مجاز از جان باختن / *امضا: مجاز از تأیید کننده

* معنی : اراده تو برای شهید شدن باعث شد جهان از تباهی رهایی یابد؛ زیرا بیشتر کشورداران به دروغ فرمان روایی کرده اند. جان باختن تو راستی را تثبیت کرد و از نابودی رهاند.

تو تنهاتر از شجاعت / در گوشه روشن وجدان تاریخ ایستاده ای / به پاسداری از حقیقت / و صداقت

قلمرو زبانی

*پاسداری: نگهبانی /* صداقت: راستی.


قلمرو ادبی
*تنهاتر از شجاعت: جانبخشی / *گوشه تاریخ: اضافه استعاری / *وجدان تاریخ: اضافه استعاری(تاریخ همانند انسان وجدان دارد)

*معنی : تو تنها کسی هستی که به تنهایی در درازنای تاریخ ایستاد و به نگهبانی از حقیقت و راستی پرداخت. دیگر تاریخ سازان همه در راه دروغ و کژی گام نهادند.

  شیرین ترین لبخند / بر لبان اراده توست

قلمرو ادبی

*شیرین ترین لبخند: حس آمیزی / *لبان اراده: اضافه استعاری / *لبخند، لب: تناسب

* معنی : عزم و اراده تو استوار و لبریز از شادابی است.

چندان تناوری و بلند / که هنگام تماشا / کلاه از سر کودک عقل می‌افتد

قلمرو زبانی
*تناور: تنومند، فربه، قوی جثه


قلمرو ادبی

* کودک عقل: اضافه تشبیهی / *کلاه از … می‌افتد: جانبخشی، کنایه از این که عقل توان شناخت تو را ندارد.

* معنی :روح تو به اندازه ایبزرگوبلندبالاستکهخرد توان شناخت آن را ندارد.

* پیام و مفهوم : ناتوانی خرد در شناخت امام

بر تالابی از خون خویش / در گذرگه تاریخ ایستاده ای / با جامی از فرهنگ / و بشریّت رهگذار را می‌آشامانی / -هر کس را که تشنه شهادت است.

قلمرو زبانی
*تناورتالاب: آبگیر، برکه


قلمرو ادبی

* گذرگه تاریخ: اضافه تشبیهی / *جامی از فرهنگ: استعاره (فرهنگ مانند نوشیدنی است در جام تو)/ *تشنه شهادت: اضافه استعاری / *تشنه: کنایه از بسیار علاقه مند، خواستار / *رهگذار: رهگذر، عبور کننده / تلمیح به حدیث «و بذَل مُهجَتهَ فبک لیِستنقذ عبادک منِ الجَهاله و حَیره الضَّلاله(او، حسین (ع)، خونش را در راه تو داد تا بندگانت را از نادانی و سرگردانیِ گمراهی نجات بخشد.)

* معنی :تو با شهادتت سبب شدی که مردم از نادانی برهند و از فرهنگ و دانش سیراب گردند.

دریافت فایل رایگان این تدریس!

گنج حکمت : دیوار عدل

دیوار عدل

*عامل: حاکم، کارگزار، والی ( عامل را از نظر املایی با « آمل » اشتباه نگیرید، این کلمه ی املایی در کنکور تکرار شده است.

*نبشت: نوشت، ماضی نِبِشتَن است ( نبشته : نوشته، سنگ نبشته : سنگ نوشته )

*عمارت کردن: بنا کردن، آباد کردن، آبادانی (هم آوا: عمارت: ساختمان، امارت: فرمانروایی) . عمارت را از نظر املا در کنکور سراسری با امارت اشتباه نگیرید .

*از عدل دیوار کن: تشبیه پنهان / *خوف: ترس / *حاجت: نیاز، امید ، آرزو / *خشت: آجر نپخته.

سیاست نامه، خواجه نظام الملک توسی

سعید هستم دانشجوی داروسازی علوم پزشکی اصفهان، از آنجا که منابع با کیفیت کنکوری دغدغه اصلی هر داوطلبی است من سعی میکنم در جهت رفع این نیاز مهم بهترین آموزش ها را در اینجا تدریس کنم

نتیجه‌ای پیدا نشد.

معتبرترین محصولات

گروه آموزشی دکتر مدرسه در جهت ارائه ی باکیفیت ترین و معتبرترین محصولات آموزشی کنکورهای سراسری قدم بر میدارد. محصولات ما زیر نظر رتبه های برتر کنکور تألیف و طراحی می گردند.

بالاترین کیفیت محصولات

بالاترین امنیت خرید

دانلود، خرید و ارسال آنی

پشتیبانی بسیار سریع

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فهرست
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x