درس 1 دهم ” چشمه ” + دانلود رایگان

چشمه

گشت یکی چشـــــمه ز سنگی جـدا / غلغله زن، چهـــره نما، تیز پا

قلمرو زبانی
*گشت: شد / *غلغله زن: شور و غوغاکنان / *تیزپا: تندرو،‌ تیزرو


قلمرو ادبی
*قالب: مثنوی / *وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (رشته انسانی) / *درون مایه: پرهیز از خودستایی / *جانبخشی در همه بیت های این داستان / *چهره نما: کنایه از خودنما / *چشمه: نمایندهٔ فردی ضعیف و ناتوان، امّا پرهیاهو و مغرور و خودشیفته
*معنی : چشمه ای از سنگی جدا شد درحالی که شور و غوغا و خودنمایی می‌کرد و به سرعت روان می شد.

گه به دهان برزده کف چون صدف / گــاه چو تیری که رود بر هدف

قلمرو زبانی
*گه، گاه: زمانی / *چون، چو: مانند


قلمرو ادبی
*چون صدف: تشبیه / *چو تیری: تشبیه / *هدف، صدف: جناس ناهمسان

*معنی : چشمه گاهی مانند گوشماهی کف به دهان داشت و گاهی مانند تیر به سوی هدف می‌رفت.

گفــــــت: درین معرکـــــه یکتا منم / تاج سر گــــلبُن و صحـــرا منـم

قلمرو زبانی
*معرکه: میدان جنگ، جای نبرد / *یکتا: بی همتا / *گلبن: بوته یا درخت گل، به ویژه بوته گل سرخ

قلمرو ادبی
* منم تاج سر: تشبیه فشرده، *وجه شبه: گرامی و ارجمند بودن
*معنی :چشمه گفت در این میدان جنگ من بی همتا هستم و به تاج سر گل و صحرا می‌مانم و ارزشمندم.

چـــون بدوم، ســبزه در آغوش من / بوسه زند بر سر و بر دوش من

قلمرو زبانی
* آغوش: بغل / *دوش: شانه


قلمرو ادبی
*سبزه در آغوش من: جانبخشی / *بوسه زدن: کنایه از احترام و بزرگداشت / *آغوش، سر، دوش: تناسب
*معنی:هنگامی که جاری می‌شوم، سبزه مرا در آغوش می‌گیرد و بر سر و دوش من بوسه می‌زند.

چون بِگُشایم ز ســـــــر مو، شکن / ماه ببیند رخ خـــــــود را به من

قلمرو زبانی
*چون: هنگامی که / *بگشایم: باز کنم (بن ماضی: گشود، بن مضارع: گشا)/ *شکن: پیچ و خم زلف

قلمرو ادبی
*چشمه: جانبخشی / *رخ ماه: جانبخشی / *سر، مو، رخ: تناسب / *شکن از سر موی گشادن: کنایه از گشودن پیچ و شکنج زلف و نمایان کردن رخسار، صاف و آرام شدن / *تشبیه پنهان: آب چشمه مانند آینه است
*معنی: هنگامی که پیچ و تاب سر و موی خودم را باز می‌کنم(آب ساکن و بی موج می‌شود)، ماه چهره خودش را در من می‌بیند.

قطره باران، که در افتد به خاک / زو بدمــــد بس گــــهر تابناک

قطره باران هنگامی که بر روی خاک می‌افتد، گل و گیاهان درخشان از زمین می‌رویند.

قلمرو زبانی
*درافتد: بیفتد / *زو: از او / *دمیدن: جوانه زدن، روییدن، بالیدن / *بس: بسیار / *گهر: گوهر، جواهر / *تابناک: تابنده، درخشان


قلمرو ادبی
*خاک: مجاز از زمین / *گوهر: استعاره از گیاهان و گل‌ها

*معنی:قطره باران هنگامی که بر روی خاک می‌افتد، گل و گیاهان درخشان از زمین می‌رویند.

در بر مــن ره چــــو به پایان بــرد / از خجـــــلی سر به گریبان برد

قلمرو زبانی
*بر: آغوش / *چو: هنگامی که / *خجل: شرمنده / *گریبان: یقه


قلمرو ادبی
*جانبخشی برای باران / *بر، سر؛ در، سر: جناس ناهمسان / *سر به گریبان بردن: کنایه از شرمندگی و گوشه گیری / *بر، سر، گریبان: تناسب / *بر، برد؛ در، بر: جناس ناهمسان / واج آرایی

*معنی: هنگامی که باران به من می‌رسد از شرمندگی خود را کنار می‌کشد.
*مفهوم: عشق به خداوند موجب زیبایی پدیده هاست

ابر، ز من حـامل سرمــــــایه شــد / باغ، ‌ز من صاحب پیـرایه شـــد

قلمرو زبانی
*حامل: دارنده / *صاحب پیرایه: دارای زیور


قلمرو ادبی

*سرمایه: استعاره از آب / *ابر، باغ: جانبخشی / *پیرایه: استعاره از گیاهان /

*معنی: ابر به خاطر من سرمایه دارد و آب از آن من است و باغ به خاطر من صاحب گل و گیاه شده است.

گــــل، به هـمه رنگ و برازندگی / می‌کــند از پرتو مــن زندگـــی

قلمرو زبانی
*به: با / *برازندگی: شایستگی،‌‌ لیاقت / *پرتو: اشعه


قلمرو ادبی

*پرتو: استعاره از وجود / *واج آرایی«ن»،«گ»

*معنی: گل با همه زیبایی و رنگارنگیش به خاطر وجود من می‌زید.

در  بن این پرده  نیلوفـــری / کیست کند با چو منی همسری؟

قلمرو زبانی
*بن: ته، درون / *نیلوفری: صفت نسبی، منسوب به نیلوفر، به رنگ نیلوفر، لاجوردی؛ در متن درس، مقصود از «پرده نیلوفری»، آسمان لاجوردی است. / *همسری: همترازی


قلمرو ادبی

*پرده نیلوفری: استعاره از آسمان آبی/ *پرسش انکاری

*معنی: در درون این آسمان آبی هیچ کس همتراز و همپایه من نیست.

زین نمط آن مست شده از غرور / رفت و ز مبدأ چو کمی ‌گشت دور

قلمرو زبانی
*نمط: روش،طریقه / *زین نمط: بدین ترتیب / *مبدأ: آغازگاه / *موقوف المعانی / *غرور: خودبینی


قلمرو ادبی

*مست شده از غرور: استعاره، غرور مانند می‌ او را مست کرده بود.

*معنی: هنگامی که با همین روش آن چشمه خودبین رفت و از سرچشمه خود کمی دور شد،

دید یکـــی بحــر خـــروشــنده‌ای / سهمگـــنی، نادره جوشـــنده‌ای

قلمرو زبانی
*بحر: دریا (بهر: بهره، نصیب، برای) / *خروشنده: فریادزننده / *سهمگن: سهمگین، ترسناک / *نادره: بی همتا، شگفت آور / جوشنده: پرموج

قلمرو ادبی
*جانبخشی
*معنی: دریای خروشان و پر سرو صدایی را دید. دریایی که ترسناک و کمیاب و پرموج بود.

 نعره بر آورده، فلــک کرده کر / دیده سیه کــــرده، ‌شده زهره در

قلمرو زبانی
*نعره برآوردن: فریاد زدن / *فلک: آسمان، چرخ / *دیده: چشم / *زهره در: زهره درنده، ترساننده / *دریدن: شکافتن (بن ماضی: درید، بن مضارع: در)

قلمرو ادبی
* دیده سیه کردن: کنایه از خشمگین شدن، حالت عصبانیت به خود گرفتن / *کر، در: جناس / *فلک را کر کرده: جانبخشی / *زَهره در شدن: کنایه از ایجاد وحشت کردن، سبب ترس شدن، هراس انگیز.
*معنی: دریا در حال فریاد زدن بود و گوش آسمان را کر کرده بود. نگاهی خشم آلود داشت و همه را ترسانده بود.

 راست به مـــانند یکــــی زلزله / داده  تنش  بر  تن ســاحل یلـــه

قلمرو زبانی
*راست: دقیق / *یله: رها، آزاد / *یله دادن تن: لَمیدن، تکیه دادن به چیزی به نحوی که بدن در حال استراحت کامل قرار گیرد.

قلمرو ادبی
* مانند: ادات تشبیه / *تن: واژه آرایی / *تن ساحل: جانبخشی
*معنی: دریا دقیقا مانند زلزله تنش را به تن ساحل چسبانده و خودش را رها کرده بود.

چشمه کوچک چو به آنجا رسید / وان هـــمه  هنگـــامه  دریا  بدید،

قلمرو زبانی
*چو: هنگامی که / *وان: و آن / *هنگامه: غوغا، داد و فریاد، شلوغی

قلمرو ادبی
*موقوف المعانی / *هنگامه دریا: جانبخشی / *دریا: نماد افراد دریا دل، که طبع و منشی بلند دارند؛ شکوه مند و آرام اند.
*معنی: چشمه کوچک هنگامی که به آنجا رسید و داد و فریاد دریا را دید،

خواست کزان ورطه قدم درکشد / خویشتن از حـــادثه برتر کـــشد

قلمرو زبانی
*کزان: که از آن / *ورطه: گرداب، گودال، مهلکه، گرفتاری / *قدم: گام / *درکشیدن: عقب کشیدن / *حادثه: پیشامد / برتر کشد: کنار بکشد

قلمرو ادبی
*جانبخشی
*معنی:خواست که از آن جای نابودی عقب نشینی کند و خودش را از آن رویداد بد برهاند.

لیک چنان خیره و خاموش ماند / کز همه شیرین سخنی گوش ماند

قلمرو زبانی
*لیک: ولی / *خاموش: ساکت / *خیره: سرگشته، حیران، فرومانده / *کز: که از / *گوش ماند: گوش شد

قلمرو ادبی
*شیرین سخنی: حس آمیزی، کنایه از خوش سخنی
*معنی:اما آنچنان حیران شکوه دریا شد که از خوش زبانی افتاد و فقط گوش به دریا داد.

دریافت فایل رایگان این تدریس!

سعید هستم دانشجوی داروسازی علوم پزشکی اصفهان، از آنجا که منابع با کیفیت کنکوری دغدغه اصلی هر داوطلبی است من سعی میکنم در جهت رفع این نیاز مهم بهترین آموزش ها را در اینجا تدریس کنم

نتیجه‌ای پیدا نشد.

معتبرترین محصولات

گروه آموزشی دکتر مدرسه در جهت ارائه ی باکیفیت ترین و معتبرترین محصولات آموزشی کنکورهای سراسری قدم بر میدارد. محصولات ما زیر نظر رتبه های برتر کنکور تألیف و طراحی می گردند.

بالاترین کیفیت محصولات

بالاترین امنیت خرید

دانلود، خرید و ارسال آنی

پشتیبانی بسیار سریع

0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
فهرست
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x